محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

937

مخزن الأدوية ( ط . ج )

* نتو : ورم كردن * نخاله سر : شوره * نخس : احساس و ادراكى كه گويا خار و پيكان در بدن فرو مىكنند * نزف الدم : خونريزى Hemorrhage * نزله : آبريزش Catarrh * نزول الماء : آب آوردن چشم * نشف : جذب رطوبات * نشوق : داروى مايعى كه با عسل آميخته در بينى كشند * نصول : ج نصل ، پيكان‌ها * نضارت : تازگى ، شادابى ، خرّمى * نضج : پخته شدن ماده بيمارى Supp uration * نطول : جوشانده دارو كه عضو مبتلا به مرض را با آن شستشو دهند * نعاس : خواب‌آلودگى * نعجه : ميش ماده * نغنغه : موضعى بين زبان كوچك و رگهاى حلق ، دردى كه در حلق حس شود * نفاس : خونى كه پس از زايمان از زن خارج مىشود * نفساء : زن مبتلا به نفاس * نفث الدم : خلط خونى Hemoptysis * نفوخ : دارويى كه خشك كوبيده و در بينى دمند * نقوع : خيسانيده * نكس : بازگشت بيمارى Recurrence * نمش : نقطه‌ها و لكه‌هاى سفيد و سياه‌پوست يا ناخن * نمله : جوش ، بثورات پوستى * نموست : چربى به همراه بوى عرق در سر * نواصير : ج ناصور * نوره : واجبى * نهش : گزيدن * نهوض : برخاستن ، بلند شدن * وثى : لغزش يافتن و برآمدن استخوان از موضع خود بدون برآمدن تمامى آن * وجع : درد * وخز : احساس و ادراكى كه گويا سوزن در بدن فرو مىكنند * وخم : سوء هاضمه ، همچنين به معنى بيمارى شبيه به بواسير كه در فرج پديد آيد نيز آمده است * وذى : آبى كه پس از انزال خارج شود يا پس از بول آيد . * وردينج : قسمى از رمد است و آماسى دموى مىباشد كه در پلك چشم ايجاد مىشود . * ورك : سرين ، كفل * ورم بن گوش : تورم پرده صماخ Tympanitis * ورم دماغى : ورم مغزى Encep halitis * وسايد : ج وساده ، بالش‌ها * وسخ : چرك ، موم گوش * وسم : داغ * وشم : كبودى * وطواط : خفاش * وطى : جماع * وضح : پيسى ، بهق سفيد Alphosis * وعاء : ظرف * ولوع : ميل شديد * وهن : سستى * هبا : گرد و غبار * هتك : پاره شدن * هرب : گريختن * هزال : لاغرى * هش : سست و نرم * هشاشت : نرم و سست شدن * هم : اندوه ، غم * هموم : ج هم * هوام : جانوران زهردار ، حشرات * هيضه : وباى پاييزى ، اسهال شديد همراه با استفراغ Sporadic cholera